خرید بک لینک
با تمام وجود
با ضعف های کوچک و بزرگش کنار آمدم
هر لحظه بالا کشیدمش
گمان نمیکردم روزی مرا پایین تر از خود خواهد دید
به شدت ضعیف بود
جان گرفت
به احساسات زنانه اش جان دادم
تمام عشق مردانه ام را نثارش کردم...
آنقدر در گوشش زمزمه ی عشقم را خوانده بودم که دیگر برایش تازگی نداشت
و پس از آن دیگر مرا ندید...
وای بر من که وقتی جان گرفت ، دیگر مرا ندید
و غرور مردانه ام را شکست
کوله بارش را بست و پا به قلب دیگری نهاد..
من با قلبم ساختم
و او با رفتنش ویران کرد
معلمانه به من آموخت خودم را فدا نکنم
و من مانده ام و یک دنیا تنهایی پر از بغض
تنهایی ای که دیگر با آمدن کسی پر نمیشود..
.
.

نوشته شده با کمک خانم yas

برچسب: نویسنده: نوید رستمیان تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی